خب بچه ها در جواب به اون چهار گزینه ای که گزاشته بودم در مورد دایزی باید بگم اون از نویرت متنفر بوده باب هم جای برادرش دوست داشته و تاکی پسر تارو اصلا به فوتبال علاقه ای نداشته . پس می مونه سوسوکه پسر سوباسا که با برادر دو قلوش در تیم ملی برزیل زیر دست عموی سوباسا یا همون دوست پسر مامانش تعلیم می دیدند. دایزی خیلی اونو دوست داشته ولی سوسوکه یه اون محل نمیزاشته البته اون دایزی رو دوست داشته ولی به قانونی که عموی سوباسا گزاشته بوده باید عمل می کرده اونم این بوده که نباید مثل پدرشون عاشق بشند . سوسوکه هم که خیلی دایزی دوست داشته مجبور بوده حرفی در برابر این قانون نزنه !!!

بالاخره صبر دایزی تموم می شه و به سوسوکه می گه دوسش داره .سوسوکه هم دووم نمی یاره و همه چی رو اقرار می کنه. و در صحنه بعدش که تو سیدی ایرانیش سانسوره اون ها هم رو می بوسند.